Skip to main content

شرم مضاعف و ضرورت آزادی



"مرگ بر دیکتاتور(ی)"، شعاری بود که از آغازین ترین لحظات جنبش اعتراضی خرداد 88 در سراسر ایران و جهان طنین افکند.

نه تنها تحت باتوم ها، مشت و لگد و بگیر و ببندهای گارد ها ضد شورش و لشگر بسیجی ها و لباس شخصی ها و در زیر رگبار گلوله، مرگ بر دیکتاتور بر زبانها جاری میگردید، بلکه در چهار گوشه جهان، ایرانیان مقیم کشورهای خارج، بویژه در غرب، در هماهنگی و همدردی و همبستگی با درون جامعه ایران، مرگ بر دیکتاتور را به گوش جهانیان رساندند.

به همین دلیل شعار مرگ بر دیکتاتور را باید شعاری دانست که در سامان بخشیدن بجنبش خود بخودی و خود جوش ملت ایران نقش مهمی ایفا نمود.

یعنی که شعاری بود که راه را مینمود و مردم بظاهر پراکنده را یکسان برانگیخته و قطع نظر از جایگاه و منافع شان در نظام اجتماعی ، بهم پیوند میداد.

شعار مرگ بر دیکتاتور وجه مشترک تمام شرکت کنند گان در جنبش اعتراضی بود.

در مصداق و ماهیت آن نه جنگی بود و نه جدلی.

بعید بنظر میرسید که فردی را میتوانستی در سراسر جنبش بیابی که با این شعار مخالفت ی بیان میکرد.

حتی میتوانیم فرا تر از این رویم و کمی عمیقتر و وسیعتر به شعار مرگ بر دیکتاتور بنگریم، آنگاه می بینیم که مصداق جهانی و تاریخی دارد.

که تاریخ بشر تاکنون نشان داده است که دیکتاتوری در خصومت و ستیز بوده است با آزادی و رشد و تکامل انسان بعنوان یک موجود مستقل و خود آئین.

اما، ما بر خلاف این روند تاریخ حرکت کردیم، دیکتاتور را بازگرداندیم، بجای خود، ولی آنرا مضاعف نیز نمودیم و بر آن دیکتاتوری دین را که مظهر آن در حوزه های علمیه در دامن شریعت اسلامی، زمینه ساز تولید و باز تولید دیکتاتوری، پرورش یافته بود بر منبر مقدس قدرت نشاندیم.

مضافا، شعار مرگ بر دیکتاتور، خبر از تحول و دگرگونی میداد و میدهد و نیز از رهایی و آزادی، نه از بند استثمار سرمایه و نابرابری های فقر و ثروت و یا مزد و سود سرمایه، بلکه از شرایطی که در دامنش دیکتاتور پرورش میابد، به ویژه دیکتاتوری مضاعف دین و قدرت، دیکتاتوری بسیار مخوفتر از هرگونه دیکتاتوری دیگری.

دیکتاتور، فرمانروا ست و مردم تسلیم و فرمانبر و دیکتاتوری نظام فرمانروایی است و فرمانبری.

در این نظام، نظام دیکتاتوری مضاعف، قبل از هر چیز، دیکتاتور جلوه خدای یکتا و یگانه است.

مبرا از هرگونه مسئولیتی ست.

فرمان و اراده ی او همیشه ثمر بخشد و سود آورد.

دیکتاتور متکلم الوحده است تنها او ست گوینده.

جماعت، همگان شنونده اند.

مصون است از نقد و نفی حمد و ستایش میخواهد و تملق و چاپلوسی.

چیزی نخواهد جز تسلیم و اطاعت و فرمانبری.

همچون خدا دهنده رزق و روزی ست و گیرنده ی جان و زندگی. ارباب است و مالک.

سرزمینی را که بر آن حکومت میکند، ملک شخصی خود میداند، و مردمی که بر آنان حکم میراند رعیت و بنده ی خود می پندارد.

دیکتاتور صفات برجسته خداوند یکتا و یگانه را در خود جمع دارد.

بنابراین بجز نظم و انضباط ، و تسلیم و اطاعت مطلق چیزی دیگری نمیخواهد.

نیازی بگفتن نیست که در هر زمان و مکانی که دیکتاتور وجود دارد، محرومیت از حق گزینش و تنزل شان انسان به حیوان نیز وجود دارد.

به این محرومیت است که باید پایان دهیم و باین قله رفیع هرگز صعود نخواهیم کرد که اگر شعار مرگ بر دیکتاتور را به یک شیوه زندگی نهادین در رفتار و کردارمان، تبدیل نکنیم.

روشن است که دیکتاتور زاییده نمیشود بلکه در گستره ی جامعه است که پرورش مییابد.

دیکتاتورها رفته اند، اما، بی درنگ دیکتاتور دیگری برخاسته است و بر مسند قدرت جلوس یافته است.

صد سال مبارزه، بویژه انقلاب 57، به ما آموخته است که ممکن است دیکتاتور را واژگون سازی، اما نظام دیکتاتوری را بر جای خود واگذاری و یا حتی آنرا مستحکم تر سازی.

همچنانکه چنین نیز شده است. ما تخت پادشاهی را واژگون ساختیم و بر ویرانه های آن منبر روضه و خطبه را بنا نهاده، خدای یگانه و یکتا را بر فراز آن نشانده و به حمد و ستایش او پرداخته ایم.

به ضرورت ها تن دادیم و تاریخ را فدای ضرورت ها ساختیم.

چپ و راست، دین و ضد دین با هم تبانی کردند و خداوند را از بیخ آسمانها به زمین آوردند و او را فرمانروا و ارباب و مالک خطه ایران ساختند.

نه تنها خود را از بند های اسارت رها نساختیم، بلکه قلاده و زنجیر شریعت و سنت را نیز به گردن انداختیم.

بار این شرم مضاعف را تنها زمانی میتوانیم از دوش خود بر داریم، که خود بندهای اسارت بار شریعت و سنت ، زمینه ساز تولید و باز تولید دیکتاتوری را به گسلیم و از قربانی کردن آزادی در پای ضرورت ها اجتناب ورزیم.

چه هیچ چیز ضروری تر از آزادی نیست.


این یکی را بخاطر بسپار ای هموطن تا امیدوار باشیم که روزی رهایی را در آغوش کشیم و به انسانیت خود غرور ورزیم.

Comments

Popular posts from this blog

Iran Killing Command: The use of firearms in dealing with protesters

The document you see on the image is the order of the commander of the Tehran repressive force to all the units based in the city.

Based on this agenda, the mercenaries of the corrupt government Islamic Republic of Iran have been allowed to use firearms in the event of any protest movement against people by the regime.
This is a murder command.
The repressive force of the law, known to the world's famous police and guardians, should protect the lives of its citizens, by freeing their mercenaries, they allow them to murder Iranians who are protesting the corruption in the government and you have the important message that if you come to the streets in protest of corruption and torture and massacre, we will kill you.
Because, according to criminal Khomeini, maintenance of the system is obligatory.
A corrupt government that is so hideous that spend billions of dollars from the national treasury and popular capitalto the suppression of its people and the countries of the region, must be ov…

ایران فرمان قتل : دستور استفاده از سلاح گرم در برخورد با معترضان

سندی که در تصویر میبینید دستور فرمانده نیروی سرکوبگر انتظامی تهران به همه یگانهای مستقر در این شهر است.
بر اساس این دستور کار ، مزدوران حکومت فاسد نظام جمهوری اسلامی اجازه یافته اند که درصورت بروز هرگونه جنبش اعتراضی از سوی مردم علیه رژیم ، از سلاح گرم استفاده کنند.
این دستور یک فرمان قتل است.
نیروی سرکوبگر انتظامی که به ظاهر و تعریف شناخته شده پلیس در سراسر جهان ، میبایست حافظ جان شهروندان باشد ، با آزاد گذاشتن دست مزدوران چکمه پوش خود انها را مجاز به قتل ایرانیان معترض به فسادهای موجود درلایه های حکومت میکنند و این پیام مهم را در خود دارد که اگر در اعتراض به  فساد و شکنجه و کشتار به خیابانها بریزید شما را خواهیم کشت.
چرا که به گفته خمینی دجال، حفظ نظام از اوجب واجبات است.
حکومت فاسدی که انقدر وقیح هست که میلیاردها دلار از خزانه ملی و سرمایه مردمی را صرف سرکوب مردم خود و کشورهای منطقه میکند باید سرنگون کرد.
اکنون چهل سال است که کشور ما به اشغال این ملایان جنایکتارخونخوار و اسلام تحمیلی در آمده است .
هنوز باورش برای برخی سخت است که درک کنند کشور ما به معنای واقعی کلمه از سوی بنیادگرایان الله…

مائده مختار زاده یکی از اعضاء فعال گروهک تروریستی سازمان مجاهدین خلق در ایران_قسمت 1

گزارش شماره یک درباره یکی از خائنین به ملت ایران
 همانطور که ملت بزرگ و شریف ایران زمین میدانند یکی از خطرناک ترین و فاسدترین گروه های تروریستی که سالیان سال در سطح جهان وایران به فعالیتهای غیر انسانی و جنایتکارانه مبادرت می ورزند و با افکار و عقاید بیمارگونه خود جانهای جوانان ایران زمین را می آلایند، گروهک تروریستی مجاهدین خلق می باشد.
جنایات آنان طی سالیان گذشته بر همگان آشکار بوده و چه خانواده هایی که فرزندان عزیز خود را که توسط اعضای این گروه شستشوی مغزی داده شدند ، از دست داده اند و دیگرانی که طعمه شکارچیان بی رحم این گروه تروریستی قرار گرفته اند.
اما خانواده هایی هستند که همچنان نسل اندر نسل به این سازمان تروریستی وفادارند و ایدئولوژی جنایتکارانه خود را به فرزندشان منتقل می کنند و همچنان در داخل و خارج ایران به ترویج افکار مسموم آنها و همچنین فعالیتهای تروریستی مشغول می باشند.
در اینجا به معرفی یکی از این خانواده ها و تشریح فعالیتهای آنها از سالهای آغازین انقلاب ایران تا کنون  خواهیم پرداخت:
مصطفی و جعفر مهیمنی و یکی از خواهرانشان مرضیه مهیمنی ساکن شهرستان بابل در استان مازندران در س…